تبليغاتX
کودکانه ها { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }

koodakaneha

دوستداران هنر بچه ها

koodakaneha

http://koodakaneha.blogfa.com

کودکانه ها

کودکانه ها

کودکانه ها

تجربه های جادویی من وشما هنر وفرهنگ ایرانی برای بچه ها

کودکانه ها

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 8:52 توسط احمد |
حرف خوب
دیدی بزرگها  می ایند جلو  وبه تو می گویند آفرین چه پسر خوبی!!! چه دختر خوبی !! دلت می خواهد در این موقع ها چه کنی تا از کارهای اضافه در امان بمانی

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 8:33 توسط دوستداران هنر بچه ها |
من همیشه میبینم

این منم اقای نویسنده وبلاگ .

من همیشه همه چیز را میبینم !!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 14:41 توسط دوستداران هنر بچه ها |
دیوار
ایا جای نامناسبی گیر کرده اید ؟

من یک بار بدجوری از دیوار آویزان شده بودم !!!!!

رفته بودم روی پشت بام وموقع برگشتن نتوانستم جای پای مناسبی پیداکنم خوب نه راه رفتن داشتم نه راه برگشت وجایتان خالی عموی بزرگم سر رسید او یک نظامی به تمام معنی بود  با لباس ارتشی و فانوسقه پهنش زیر پایم امد وگفت بپر تو بغلم

 آی خدا هیچ وقت فراموش نمیکنم

فکر میکنید بعدش چه شد ؟ ......

شما چی ؟ آیا جایی گیر افتاده اید ؟ بنویسید

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:42 توسط دوستداران هنر بچه ها |
باهم جیغ بگشیم

آیا تا به حال جیغ کشیده اید ؟!!!!!

برایم بگو بعد از بلند شدن جیغت چه اتفاقی افتاده است ؟

من یکبار با تمام قدرتم این کار را کردم وبعد پا گذاشتم به فرار

توی کوچه بودم  ساعت ده شب بود  نمیدانید چه اتفاقی افتاد باور نمیکنید

 بله هیچکس هیچ توجهی به ان نکرد  برایم خیلی عجیب بود

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:32 توسط دوستداران هنر بچه ها |
دلم یه هو ریخت
تا حالا آیا تو خانه تنها بوده ای؟ برای من که خیلی پیش امده است .تو خانه خودمان ، توی خانه مادر بزرگم و ...

گاهی اگر دستم رسیده به کسی زنگ زده ام  یا جیغ گشیده ام و البته خیلی وقتها هم از ترس خشکم زده و کوچکترین تکانی نخورده ام.

یکبار زنگ زدم و تمام فامیل با چماق آمدند ....ولی متاسفانه ان صدا رفته بود

در مورد شما چی ؟ بنویسید

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:23 توسط دوستداران هنر بچه ها |
چهره مادرم
 من گاهی به چهره مادرم نگاه میکنم 

وقتی خیلی به او خیره می شوم قلبم به "تالاپ تلوپ" می افتد 

بیایید با هم این تجربه را داشته باشیم بروید به او یا پدرتان به دقت

نگاه کنید در دلتان چی احساس می کنید؟ برایم بنویسید

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:14 توسط دوستداران هنر بچه ها |
جلوی آینه
تا به حال از جلوی آینه عبور کرده ای

آخرین بار که از جلوی آینه رد  شدی چه چیز جالبی در آن دیدی؟

برایم بنویس

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:7 توسط دوستداران هنر بچه ها |
ما به دنیای کودکان قدم گذاشتیم . مبارک است
بله . ما امروز امدیم روز مبارکی است برای ما  وبچه های عزیز

ما مطمئن هستیم میتوانیم بازی های زیادی با شما گلهای قشنگ داشته باشیم .

از امروز  شروع میکنیم :


تمام بازی ما گفت وگویی است که بین ما برقرار می شود منتظر هستم

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:5 توسط دوستداران هنر بچه ها |